تبليغاتX
مسیر سبز

احمدي نژاد در نشت مجمع عمومي، اتحاديه راديو و تلويزيون هاي اسلامي گفت:

"در كشورهاي خودشان هر كس به هولوكاست اعتراض مي كند به زندان مي رود" شما چطور، شما كه ادعا ي مردمي بودن داريد هر كس حرفي مخالف شما مي زند به زندان نمي رود؟

درقسمتي ديگر گفت" امريكا با 300ميليون جمعيت همه مدل هم فكر مي كنند،رسانه هايشان هم يك مدل فكر ميكنند و به يك جا خلاصه مي شوند"شما چطور، دوست نداشتيد مردم وهمه رسانه هاي داخلي يك مدل بودند، آنهم مدل شما؟

لذاست اين سوال براي همه ما مطرح شود، اگردولت امريكا زندانهايش مملواز زندانيست، شكنجه مي دهد، هر كس راكه مخالفش فكر مي كند خودي نمي داند و دشمنش مي دارد،نظامش را بر اساس قوانين مادي اداره مي كند، تمام اعمالشان منفي است و هيچ نقطه روشني در آنها وجود ندارد، شما چطور؟ شما كه ادعاي مذهب داريد،شعار ظهور امام زمان مي دهيد، ادعاي جهاني بودن داريد ومنادي بسط و عدالت در جهان هستيد مردم خود را در زندان شكنجه نمي دهيد،مخالفين خود را دشمن نمي دانيد،دانشجو را به بهانه مخالفت و هم فكر نبودن با شما به زندان نمي اندازيد ومحروم از تحصيل نمي كنيد، نيروهاي خدوم را حبس نكرديد، امثال آقاي بهزاد نبوي چرا در زندان هستند، به كوي دانشگاه بارها و بارها حمله نكرديد،اعتراض مردم را كه براي مطالبه حقشان به خيابان آمدند سركوب نكرديد، جوانان خود را نكشتيد، به عابرين بي گناه حمله نكرديد، فرهنگيان عزيز راچطور، آنها كه با اندك دستمزد وحقوق، دلسوزانه كار مي كردند، در ميدان بهارستان، پشت مجلس كتك نزديد، به خانمهاي معلم بي حرمتي نكرديد، زنداني نكرديد، به بهترين ياران امام تهمت نفاق نزديد و بارها و بارها و به كرات از تريبونهايي كه انحصارا دريد قدرت شماست از نمازجمعه گرفته تا مجلس وغيره .......ايشان را محكوم به محاكمه نكرديد، صدا و سيما را تك صدايي نكرديد و از طريق آن افكار عمومي را به انحراف نكشانديد، براي رسيدن به منويات پليد خود دروغ نگفتيد و................؟!!!!!!!!!!!!!!

بهتر نيست بجاي محكوم كردن امريكا و اسرائيل و دولتهاي اروپايي كمي، تاكيد مي كنم فقط كمي به اعمال خود بينديشيد وحقارت و عقب ماندگي خود را گردن ديگران نيندازيد، فرا فكني نكنيد. بهتر نيست به جاي ماجراجويهاي بي ثمر و سرو صداهاي نابخردانه و گوش خراش كمي هم به فكرمنافع ملي مردم خود باشيد.

+ نوشته شده در 88/07/11ساعت 13:30 توسط ستاره |

درباريها

در گذشته نه چندان دور توفيق يار ايران زمينيان شده بود و دستگاه منحوس پهلوي يك امام جمعه درباري به مردم هديه داده بود. در بين اهل هنر هم از كارگردان و بازيگر و خواننده گرفته تا شاعر و نويسنده وطنز نويس و ........درباري وجود داشت و مردم بي بهره نبودند و بخت يارشان بود! اما نه به تعداد زياد و انبوه كه در اين عصر مشاهده مي كنيم، خب عصر، عصر سرعت است وما گوي سبقت را از ديگر ملل ربوده ايم!!!!!!

فكر مي كنم وابستگان به دربار تعدادشان با رشد نفوس و ميزان فرهنگ جامعه بالا و پايين مي شود؛ با رشد جمعيتي كه مردم در اين سه دهه داشته اند  و افت  فرهنگي غير قابل تصور، خب طبيعي است اين حجم درباريها از ائمه جمعه تا ائمه جماعت، از كارگردان و بازيگر تا خواننده و شاعراز رئيس سازمان به غلط مشهور و متداول رسانه ملي تا بقيه. راستي اگر هنرمند به اوضاع روز جامعه خود آگاه نباشد از ديگر اقشار ملت چه انتظار؟ در يك چنين زلزله مخربي،  كه خداوند براي هيچ ملتي نخواهد، اعضاء كمپ دربار برهر آنچه كه روزي آرمان و انديشه شان بر آن پايه استوار بود، از هويت و هدف تا انسان مداري، پشت مي كنند و خود را به پايين ترين درجه نزول مي دهند و مردم در اين معركه بازار متوجه مي شوند راهبري برايشان نمانده كه به او اقتداء كنند.

افسوس كه اين آقايان هنرمند درباري با اين خوش خدمتي ها هم ارزش و اعتبار هنري، انساني و ملي خود را زير سوال مي برند و هم به مردم خود كه هر چه دارند از نعمت حمايت و توجه ايشان است و درفقدان اين توجه هيچ نيستند، پشت مي كنند، و بيشترين آسيب را بر خود مي خرند.

ظلم روحاني درباري هم نه تنها كمتر از بقيه سرسپردگان به در بار نيست بلكه چشمگيرتر است. چه اينكه نگاه مردم به يك شخص روحاني با آنچه از يك هنرمند توقع مي رود حداقل در جامعه سنتي ما  تفاوت اساسي دارد. روحاني كه خود را وابسته و سرسپرده به فكري مي داند كه مردم آن فكر را مقابل خود حس مي كنند وعامل بدبختي و ناكاميهاي خود مي دانند، چگونه مي تواند در جامعه ديني اثر مثبت ومعنوي داشته باشد؟

به اميد صبحي روشن كه همه متوليان، فرهنگ و هنر و دين به آنچه كه رسالتشان است عمل كنند.

 

 

 

+ نوشته شده در 88/06/26ساعت 16:6 توسط ستاره |

پس از روی کار آمدن دکتر احمدی­ نژاد و دولت نهم، تبلیغات زیادی پیرامون بحث هسته ­ای انجام­ شده­ است،به­ طوری که این موضوع، نقل محافل سفرهای استانی بوده است و باعث ایجاد این تصور گردیده که رئیس جمهوری قهرمان فناوری هسته­ای و یگانه منجی آن می­باشد.در این نوشتار تاسیسات و امکانات ایران در زمینه انرژی هسته­ ای به همراه زمان شروع و خاتمه طرح،ارائه شده که بر اساس آن،نقش دولتهای قبل و بعد از انقلاب اسلامی،در آن واضح است.حال اینکه وزن دولت نهم و هزینه­ های تحمیل شده بر ملت ایران در این بین چقدر است،نکته ­ای است که قضاوت آن را بر عهده شما قرار می­دهیم.

  • موسسه علوم هسته‌ای

در سال 1957 (1336ه.ش)مرکز موسسه علوم هسته‌ای که زیر نظر سازمان پیمان مرکزی (سنتو) اداره می‌شد، از بغداد به تهران منتقل شد.

  • عضویت ایران در آژانس انرژی اتمی

ایران در سال ۱۹۵۸(1337ه.ش)، به عضویت آژانس بین‌ المللی انرژی اتمی (I.A.E.A) درآمد و در سال ۱۹۶۸ (1345ه.ش)، پیمان عدم تکثیر سلاح‌های هسته‌ای (N.P.T) را امضا کرد و در سال ۱۹۷۰ (1348ه.ش)، آن را در مجلس شورای ملی به تصویب رساند.

  • مرکز پژوهش هسته ­ای

در سال 1959 (1338ه.ش) یک مرکز پژوهش هسته‌ای در دانشگاه تهران تأسیس شد.

  • اولین راکتور تحقیقاتی ایران

آمریکا در سال ۱۹۶۷ (1346ه.ش)، اولین رآکتور تحقیقاتی ۵ مگاواتی آب سبک را به ایران فروخت و شرکت امریکایی (AMF)، این رآکتور را در دانشگاه تهران نصب و راه‌اندازی کرد.

  • همکاری با فرانسه در غنی­ سازی اورانیوم

در سال 1974 (1353ه.ش) ایران وامی به مبلغ یک میلیارد دلار به کمیساریای انرژی اتمی فرانسه داد. از این وام برای ساخت کارخانه غنی‌سازی اورانیوم (متعلق به کنسرسیوم اورودیف)در تریکاستن استفاده شد. در مقابل ایران صاحب ۱۰٪ از سهام این کارخانه شد.

  • تاسیس سازمان انرژی اتمی

در سال ۱۳۵۳، محمدرضاپهلوی سازمان انرژی اتمی ایران (A.F.O.I) را تأسیس کرد و دکتر اعتماد، به ریاست آن منصوب شد.

  • نیروگاه اتمی بوشهر

قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر در تاریخ آذر / دی ۱۳۵۳ (۱۹۷۴) منعقد و کار به وسیله شرکت آلمانی کرافت ورک اونیون (KWU) آغاز شد.

  • توقف در ساخت نیروگاه اتمی بوشهر

در سال ۱۳۵۹ با پیروزی انقلاب، عملیات ساخت این نیروگاه‌ها از جانب کشورهای غربی متوقف، و در طول جنگ ایران و عراق تاسیسات موجود چندین بار مورد حمله هوایی عراق قرار گرفت، که در اثر آن آسیب‌هایی به تجهیزات و ساختمان‌های موجود وارد شد. در بحبوحه جنگ ایران و عراق و کمبود شدید منابع نیرو در کشور، ایران با روی آوردن به اسپانیا و ژاپن کوشش در تکمیل پروژه بوشهر کرد که موفقیت آمیز نبود.

  • رآکتور تحقیقاتی صفرقدرت آب سنگین

طراحی و ساخت این رآکتور در دولت میرحسین موسوی از سال1364 آغاز و کار نصب و راه­ اندازی آن در سال 1374 انجام شد.

  • از سر­گیری ساخت نیروگاه اتمی بوشهر

در دولت آیت ­ا... رفسنجانی ( تاریخ ۱۸ دی ماه ۱۳۷۳) قرار داد تکمیل و راه اندازی واحد یک نیروگاه اتمی بوشهر به صورت مشارکتی بین ایران و روسیه منعقد گردید و در دولت سید محمد خاتمی در مرداد ماه ۱۳۷۷ بار دیگر این قرار داد مورد بازبینی کلی قرار گرفت و ساخت نیروگاه به صورت کلید در دست به شرکت Atom Stroy Export روسی محول شد.

·         کارخانه UCF اصفهان

کار ساخت کارخانه UCF اصفهان در سال 72-71 برای اجرای یکی از پروژه ها با انعقاد قراردادی با شرکت چینی آغاز شد. در طول مدت 5 سال چینی ها تنها 10 درصد کار را انجام دادند و بعد تحت فشار قدرتهای بزرگ سیاسی سر باز زدند. بعد از قطع یک جانبه قرارداد از سوی چین، مسوولین پروژه با برخی کشورهایی که این دانش را در اختیار داشتند وارد گفتگو و رایزنی شدند اما همه آنها پاسخ منفی دادند.پس از روی کار آمدن دولت اصلاحات در سال 1377 مقدمات انجام کار بدست جوانان ایرانی فراهم شد و از سال 79 رسما جمعی از مهندسین جوان و چهره های عالم ایرانی با تکیه به دانش و فناوری داخلی، کار را در دست گرفتند و طی چهار سال با انجام هفتاد درصد پروژه توانستند در همه حوزه هایی که در این سایت و مجموعه عظیم هسته ای که باید به حق یکی از افتخارات ملی نام نهاد دست یابند.

  • کارخانه آب سنگین اراک

پروژه تولید آب سنگین در شمال غربی اراك و در نزدیكی تاسیسات نیروگاه ۴۰ مگاواتی آب سنگین اراك قرار دارد و برای تامین آب سنگین این رآكتور ساخته شده است. مراحل اجرایی این پروژه در دولت خاتمی از سال 77 آغاز شده و پس از هشت سال در تاریخ 4 شهریور 85 (یکسال پس از روی کار آمدن دولت نهم) به بهره‌برداری رسید. پروژه مجتمع تولید آب سنگین اراك به عنوان یكی از شاخصه های دانش هسته ای، در پزشكی و به خصوص كنترل سرطان و كنترل بیماری ایدز نقش تعیین كننده ای دارد و به عنوان خنك كننده و كندكننده رآكتورهای آب سنگین به كار می رود .

  • معدن ساغند یزد

از سال 1373 در دولت هاشمي رفسنجاني با طراحي روسها و اجراي بخشي از پروژه توسط چينيها آغاز شد. امروز بعد از پانزده سال اين معدن در مرحله تجهيز ابزار و وسايل تا حفاريهاي مورد نظر براي نزديك شدن به محل اصلي ذخاير سنگ اورانيوم قرار دارد. مرحله تجهيز پايان سال 88 پايان مي يابد و مرحله بهره برداري از فاز اول معدن سنگ اورانيوم ساغند، طبق برنامه تدوين شده در دولت محمد خاتمي در ابتداي سال 1389 آغاز خواهد شد.

  • رآکتور تحقیقاتی آب سنگین اراک

در سال 2002 (1381ه.ش) طراحی پایه این پروژه کامل شد و عملیات اجرایی ساخت آن از سال 2004 (1383ه.ش) آغاز گردید و هنوز ادامه دارد.

  • نیروگاه دارخوین

در سال 1977 (1356ه.ش) فرانسه موافقت کرد که نیروگاه هسته‌ای ۹۰۰ مگاواتی به مبلغ دو میلیارد دلار برای ایران بسازد. قرار بود این نیروگاه‌ها در دارخوین، بر کرانه کارون و نزدیک اهواز ساخته شود. پس از انقلاب این معامله، لغو شد.غلامرضا آقازاده رئیس سازمان انرژی اتمی در دولت نهم در تاریخ 20 فروردین 1386 اعلام کرد که مراحل طراحی و ساخت این نیروگاه(با ظرفیت 360 مگاوات) به صورت بومی در حال انجام است.و حمد سعيدي معاون برنامه‌ريزي و امور بين‌الملل سازمان انرژي اتمي در فروردین 1388 در برنامه نگاه يك سيما گفت که هم اکنون در مرحله طراحی مفهومی این نیروگاه هستیم.

  • غنی سازی اورانیوم و سوخت هسته­ ای

دكتر حسن روحانی دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی در زمان دولت خاتمی در گفت و گو با رادیو "صدای آشنا"در این باره چنین توضیح داد:" آغاز این فعالیت مربوط می‌شود به ٢١ سال پیش یعنی تقریبا مربوط می‌شود به آخرین سال نخست وزیر میرحسین موسوی و ریاست جمهوری آیت‌الله خامنه‌ای. در زمان ریاست جمهوی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی فعالیت بسیار گسترده‌ای انجام شد تا بتوانیم به این توانایی دست یابیم و تقریبا همه مقدمات این کار فراهم شد. در زمان ریاست جمهوری خاتمی این فعالیت ادامه یافت و نهایتا در سال ١٣٨٠ به این فن‌آوری دست یافتیم. یعنی به صورت محدود غنی‌سازی انجام شد. البته نه در همه مراحل ولی یک مرحله بسیار مهم را توانستیم انجام دهیم. چون در مرحله UF6 هنوز به نتیجه نرسیده بودیم.اما این که 6 UFرا به اورانیوم غنی شده تبدیل کنیم به نتیجه رسیده بودیم. ما در سال ١٣٨٢سه شیفت کار کردیم و درسال ١٣٨٣ در اصفهان به نتیجه رسیدیم و توانستیم UF6 را تولید کنیم. "

هم­چنین روحانی می ­افزاید که درخواست اروپایی­ها در مذاکرات از ایران 1000 سانتریفیوژ بوده که ایران نپذیرفته­ است.حال آنکه دکتر احمدی­ نژاد در تمامی سخنرانی­های عمومی خود،تعداد سانتریفیوژها ی مورد نظر اروپایی­ها را 20 عدد عنوان کرده­است. ضمنا دکتر روحانی افزود که کل مشکلات ایران و اروپا تنها مربوط به غنی ­سازی­ است و نه سایر مسایل.

در تاریخ ۹ فوریهٔ سال ۲۰۰۳ میلادی محمد خاتمی، رئیس جمهور وقت ایران، خبر از تهیهٔ سوخت هسته‌ای توسط متخصصین ایرانی برای نیروگاه‌های هسته‌ای ایران داد.

در سال1385 در دولت دکتر احمدی­نژاد، ایران اعلام کرد که موفق به غنی‌سازی اورانیوم به میزان 3.5 درصد شده‌است. وپس از آن اعلام نمود که آبشار دوم سانتریفیوژهای گازی خود را راه‌اندازی کرده و در آن به غنی‌سازی اورانیوم پرداخته‌است.که مجموعا تا سال 86 تعداد سانتریفیوژهای ایران به 3000 عدد رسید.

  • نخستین محموله سوخت

ارسال نخستین محموله سوخت نیروگاه بوشهر توسط روسها در بهمن 1386 دومین سال دولت نهم، انجام گرفت.

حال باتوجه به مطالب فوق چه وزنی برای دولت نهم در زمینه انرژی هسته­ ای قائل هستید؟آیا تبلیغات صورت گرفته متناسب با کارهای اجرا شده است؟دولت نهم کدام حق ملت ایران را گرفت که دول قبلی نگرفته­ بودند.آیا کارهای انجام شده با هزینه­ هایی چون ارسال پرونده ایران به شورای امنیت، و تحریم ایران طی دو قطعنامه تا جایی که حتی برای واردات دارو به کشور با مشکل مواجهیم، و تمام این مشکلات از دیپلماسی ضعیف دولت نهم نشات گرفته است، منطقی است؟ آیا این صنعت پنجاه ساله در 49 سال قبلی ایستا بوده و ناگهان یکسال پس از آغاز دولت نهم به نقطه غیر قابل بازگشت رسیده است؟

منابع و ماخذ:

1.The nuclear sphinx of tehran: Mahmoud Ahmadinejad and the State of Iran, Yossi Melman, Meir Javedanfar, 2008

2. معرفی سازمان انرژی اتمی ایران در یک نگاه(. تارنمای سازمان انرژی هسته‌ای ایران (.۱۰ مرداد ۱۳۸۷.

3. پیدایش و کاربردهای علوم و فناوریهای هسته­ای،دکتر احمد قریب، سازمان انرژی اتمی،1384

4. پروتکل الحاقی و راهبردهای جمهوری اسلامی ایران، سازمان انرژی اتمی،1384

5. موضوع هسته­ای ایران به روایت اسناد، سازمان انرژی اتمی،1384.

6. تاریخچه انرژی هسته­ای در ایران و جهان،مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی،وزارت امور خارجه،1386.

7. برنامه هسته­ای ایران واقعیت­های اساسی،کاظم غریب آبادی،موسسه چاپ و انتشارات وزارت امور خارجه،1387

8. دستاوردهای هسته­ای دولت نهم، کاظم غریب آبادی، گزارش جمهور، مرکز اسناد و پژوهش­های ریاست جمهوری،1386

 

+ نوشته شده در 88/06/25ساعت 19:15 توسط ش-ق |

                  بياييد روز قدس را سبزكنيم!

 بياييد به ياد شهداي جنبش سبز در روز قدس اعلام كنيم كه روز قدس، روز ايستادگي در برابر ظلم وستاندن حق مظلومان از ظالمان است وتفاوتي نمي كند كه سايه ي اين ظلم در كجاي دنيا بر سر مردمان سنگيني كند.بياييد در روز قدس به بيدادگران اين مرزوبوم اعلام كنيم و در گوششان فرياد كنيم كه در كشور ما جوانان معصوم وبيگناه به دست خودي ها كشته شدند واين باعث مي شود كه مردم فلسطين كه به دست بيگانه كشته مي شوند در درجه ي دوم اهميت قرار بگيرند.

 

+ نوشته شده در 88/06/23ساعت 23:4 توسط موج سبز |

استبداد ستيزي ايرانيان

آقاي .......فراموش كرديد مردم چرا با حكومت شاهنشاهي مبارزه كردند؛ بيشتر از حد و توان خود تحمل كردند، هزينه زياد پرداختند، از دنيا عقب ماندند ........كارد به استخوانشان رسيد تا به اين نتيجه رسيدند كه دير شده؛ بايد كاري كنند، و همه ديديم به ذلت افتادن ديكتاتور را.

اگر فراموش كرديد ما هنوز هستيم كه به يادتان بيندازيم.

فكر كرديد مردم ايران مردمي هستند با تفكر سنتي ، انقلابي هم كه كردند اسلامي بوده است و با كسي كه در كسوت روحانيت است مبارزه نمي كنند؛ مردم خسته از انقلاب و جنگ تحميلي،  به بهانه حفظ آخرت و دينشان هر بدبختي،استبداد و زورگويي را تحمل مي كنند و صدايشان در نمي آيد و شما با آرامش به اهداف دنيوي به ظاهر معنوي خود مي رسيد.

مردم تا كي و چه وقت براي رسيدن به ساده ترين مطالباتشان بايد جوانان خود را قرباني كنند؟ آيا اين هزينه ي سنگين، تناسبي با خواسته ي مردم دارد؟ اين موضوع را فراموش نكنيد مردم عاقبت به آنچه كه مي خواهند، كه همان خواسته به حقشان است، مي رسند.

شما كه در كنج خانه خود راه رسيدن هر خبري را كه شنيدن آن  خصوصا در اين برهه حساس شنيدنش به نفع بقاي شما و نظام است مسدود كرديد. گوش به كساني سپرديد كه خود خوب مي دانيد نه دلسوز نظام هستند و نه دلسوز اسلام و نه در زمان حيات امام  خميني رهرو واقعي ايشان بودند. فكر نمي كنيد مردم روزي با شما همان كنند كه ......

فكر نمي كنيد روزي مي رسد كه شما بايد در پيشگاه " دادار قادر متعال" جوابگوي اعمال خود باشيد و قبل از رسيدن به روز حسرت جوابگوي مردم خود؟ از جمهوري اسلامي چهره اي خشن ساختيد و كاري كرديد كه چه نسل انقلاب و چه نسل بعد از آن به اين نتيجه برسند كه براي حفظ و آبروي اسلام "درجهاني كه كمر به هدم و نابودي اين آيين مقدس كشيده اند" يا بايد كار بدست كساني سپرده شود كه دلسوز اسلام و جمهوريت آن باشند و هرجاي آن كه لازم باشد از قانون اساسي گرفته تا بقيه بخشها كه نياز به اصلاحات دارد بازنگري شود( كه اگر امام خميني هم در قيد حيات بودند به خاطر حفظ اسلام و آبروي نظام همين شيوه را به كار مي بردند) وجوابي به انبوه سوالات مردم داده شود، در غير اين صورت اسلاميت آن حذف شود تا اگر دادي است بر سر اسلام نباشد.

همه نوع اعمال فشار اعم از مادي و معنوي شايد قابل تحمل باشد اما نه به اسم دين و مذهب ، كه استبداد ديني موضوعي است كه تاب و تحمل آن از  توان  بشرخارج است خداوند رحمان و رحيم هيچ نوع ظلم و تعدي را به بنده اش روا ندارد

آقاي ........ فراموش نكنيد ايرانيان در كنار استكبار ستيزي،استبداد ستيز هم هستند.

 

 

 

+ نوشته شده در 88/06/23ساعت 22:36 توسط ستاره |

ضرب المثل معروفي است كه مي گويد: دنيا ببين چه فيسه ، خرچوسونه رئيسه!

حكايت اين ضرب المثل حكايت هوكوچاوز است. چقدر ما  بدبخت شديم كه اين مردك براي ما بشارت ظهور منجي عالم و حضرت مسيح را مي دهد. دير نخواهد بود كه مجبورمان كنند از رهنودهاي ايشان استفاده كنيم و هر كه اطاعت امر نكند به عنوان ضد انقلاب و منافق بشدت از طرف نظام سركوب شود يا سر از زندان در آورد.

و اما احمدي نژاد (ا .ن)

اين بشر از زمان تولد تا الان همه اش تحقير شده است ، تمام دوران كودكي، نوجواني، بزرگسالي و ميانسالي .

بقدري تحقير شده است كه عقده تمام وجودش را گرفته و تمام مشكلاتي كه از ناحيه او به ملت ميرسد به همين دليل است، هم خودش و هم كابينه بي خاصيتش.مردم چرا بايد تاوان يك چنين آدم مريضي را بدهند؟هر روز يك بلوا و فتنه و سند سازي عليه مسئولين و شخصيت هاي محبوب مردم توسط او انجام مي شود و مورد حمايت قرار مي گيرد؛ نفهميدند آقايان كه با حمايتشان چه آسيبي به مملكت مي زنند.

هوكو چاوزو يك تعداد از اين كشورهاي عقب افتاده و تازه استقلال يافته هستند كه  باج بگيرند و در ظاهر با آقايان باشند، كافيست؛ چه نيازي است به رضايت مردم؟!!!!  تيشه به ريشه خود مي زنند چه محكم و عميق، بهتر، ولي در اين بين، متاسفانه مردم آسيب و ضررش را مي بينند؛ تا بوده، همين بوده.

+ نوشته شده در 88/06/18ساعت 18:1 توسط ستاره |

ولادت با سعادت امام حسن مجتبي كريم اهل بيت را

به همه كساني كه سبز مي بينند، سبز فكر مي كنند، به قلبها و دلهاي سبز،به فكرها و انديشه هاي سبز به روح جوانان عزيزي كه سبز از اين عالم رفتند و هجرتي سبز را انتخاب كردند و به همه در هر گوشه جهان تبريك و تهنيت عرض مي كنم.

موج سبز

+ نوشته شده در 88/06/12ساعت 13:51 توسط ستاره |

به نام خدا

توقع زيادي نبود اگر مي خواستيم رئيس دولتمان يكي از شخصيتهاي والاي انقلابي و ملي كشور باشد وبه دنبال حذف اين چهره ها و خدشه اي كه به بهانه دفاع از اسلاميت به جمهوريت نظام وارد شد و حوادث حين و پس از انتخابات كه همه شاهد تلخيهاي آن هستيم؛ و نبود اگر مي خواستيم مجلسي قوي و تخصصي به جاي مصلحتي، داشته باشيم كه راي موافق به وزير نه فقط بخاطر التزام متظاهرانه و متحجرانه به رهبري، بلكه بخاطر لياقت و تخصص و كارايي او نيز باشد كه التزام به ولايت فقيه ، از ديد گروهي، شايد شرط لازم باشد ولي مطمئنا شرط كافي نيست.

چرا حق قانوني و عرفي مردم به بهانه حفظ نظام و اسلام پايمال شد ؟ با علم به اينكه همگان مي دانند نظام اسلامي با بسط و گسترش اخلاق و انسانيت به منصه ظهور مي رسد و نه فقط با شعارهاي كليشه اي و نخ نما شده.

چرا چهره رحماني اسلام را، اسلامي كه همه اش مهر و عطوفت و معنويت است در نظر جواناني پاك سرشت اينچنين مخدوش كرديد و از آن گوهر شفاف و زلال چهره اي خشن و طالباني ساختيد. اين است معني حكومت صالحان؟

جز اين است كه سركوب هرگونه اعتراض مردمي در مورد فساد  بخشهايي از سيستم دولتي، قضايي و امنيتي كشور، خود شاهدي بر وجود فساد گسترده است؟ جز اين است كه ضريب ناامني در جامعه وقتي بالا مي رود كه بخشهاي مذكور به وظائف و مسئوليتهاي خود آن گونه كه بايد و قانون بر آن تاكيد دارد عمل نمي كنند؟

چرا نماز جمعه اي كه مي بايست امانت دار مردم باشد، تبديل شد به تريبون ترويج تك صدايي و ابزار تهديد عليه سياسيون و چهرهاي شاخص ومحبوب؟ كساني كه فداكاري و دلسوزي تك تك شان براي نظام و كشور بر هيچ كس پوشيده نيست، مگر بر كساني كه عادت كرده اند با دين فروشي روزگار بگذرانند.

چرا مردم بعد از سي سال درحالي كه تمام مشكلات اعم از سياسي، اجتماعي،اقتصادي را تحمل كردند و دم بر نياوردند؛هنگامي كه براي بيان اعتراض خود به خيابانها امدند جواب خود را اينگونه گرفتند؟جز اين است كه فجايع بوجود آمده بدليل بي اعتمادي و گفتن نه به عملكرد مسئولين و دخالت نا بجا و نا بخردانه در سرنوشت ملتي بود كه  يك بار خود آن را عوض كرد و اين بار هم مي خواست خود آينده اش را بسازد ؟

گناه از ما بود كه طي سالها اطاعت و بد عادت كردن آقايان به يك باره خلاف عادت عمل كرديم و خواب خوش را از سرشان پرانديم . ملتي كه حقوق خود را نشناسد سرنوشتي بهتر از اين نخواهد داشت  

 

+ نوشته شده در 88/06/11ساعت 23:58 توسط ستاره |

براي آزادي مي نويسم. براي آزادي، آن چيزي كه گويا از جنس نوري است كه در كشاكش سالهاي حيات بشرهميشه يا از دور به او چشمك زده است يا اگر نزديك شده است قدرش را ندانسته اند. براي آزادي مينويسم كه اين روزها سبز مي بينمش. براي آزادي مي نويسم كه راه رسيدن به آن در اين روزها سبزاست. براي آزادي مي نويسم كه رنگ آن را در خون روي صورت تو ديدم. براي آزادي مي نويسم كه در نگاه پر برق تو در بيدادگاهي كه در آن عدالت به محاكمه كشيده شده بود، پيدا بود. براي فرياد آزادي اشك مي ريزم كه در صداي گلوله ي بي خردان گم شد ودر زير ضربه ي باتوم هاي پست فطرتان له شد. براي آزادي مي نويسم كه غريبانه در حرفهاي پوچ و بي معني عده اي سفله به كار مي رود كه حتي مفهوم آن در ذهنشان نمي گنجد. براي آزادي مي نويسم كه گويا تقدير مردم اين سرزمين اين است كه تا زنده اند هميشه براي رسيدن به آن بدوند. براي آزادي مي نويسم كه انواع واقسام آن شمرده مي شود اما هيچ كدام آن اجرا نمي شود. براي آزادي مي نويسم كه اسمش لزره به اندام ظالمان زمانه مي اندازد. براي آزادي مي نويسم كه تا از آن سخن بگويي تعبير مي كنند كه شما همه بي بند وباريد وبه بهانه ي دينداري آن را خفه مي كنند وعده اي ديگر آن را مقابل دين قرار مي دهند وصورت زشتي از آن را دراذهان به جا مي گذارند وبيان مي كنند كه براي رسيدن به آن بايد از ارزشها گذشت كه هر دوحالت باطل است وآزادي جاي ارزش ديگري را تنگ نمي كند. براي آزادي مي نويسم كه به اميد رسيدن به آن به خيابان ها آمديم به هم لبخند زديم وشعار سر داديم. براي آزادي مي نويسم كه از آن دفاع كرديم وبزرگش داشتيم وبراي حس كردنش، بوئيدنش تلاش كرديم واين تلاشمان در تاريخ ثبت شد ونسلهاي بعد از ما ياد مي كنند كه چه كرديم،جوانانمان را ازدست داديم تا بگوئيم آزادي هميشه زنده است،آزادي، همان چيزي كه از جنس نور است.

+ نوشته شده در 88/06/11ساعت 13:34 توسط موج سبز |

تا جايي كه من اشراف برتاريخ دارم؛هميشه در پي صفحات تاريخ ملت ها اگر انقلابي رخ داده است بعد از انقلاب وسر و سامان گرفتن وضعيت كشوركساني كه نقش اساسي درانقلاب داشته اند، چون بنياد هاي اساسي انقلابشان را دقيقا در ذهن دارند و مي خواهند به آن برسند وافراد ديگري كه واقعا براي به ثمر رسيدن انقلاب تلاش نكرده اند اين بنيادهاي اساسي واهداف را به زيان خود مي بينند يا افراد اصلي را مورد آزار واذيت قرار مي دهند يا بتدريج آنها رابركنارمي كنند.

انقلاب ايران در سال 57به ثمر نشست.فكر مي كنم مثل هر نظامي درابتداي شكل گيري آن، همه با همدلي وهمكاري در راه پيشرفت كشور قدم برمي داشته اند.با شروع به كار دولت مير حسين موسوي درزمان جنگ، امام(ره)اين دولت را دولت خدمتگذار مي دانسته است.هر كس كه دركوشا بودن دولت ميرحسين شك دارد مي تواند از افرادي كه در آن زمان حضور داشتند پرس و جوكند و مشاهده كند همه از دولت ميرحسين موسوي خاطره ي خوبي دارند.در همان زمان با وجود مشكلات زمان جنگ وبه دنبال آن زمان بازسازي بعد از جنگ افرادي به دنبال كشمكش هاي داخلي بودند نمونه ي آن سخنراني هاي شب قدر در دانشگاه امام صادق(ع) است كه هر سال توسط مهدوي كني برگزار مي شد و بر ضد نخست وزير وقت از آن استفاده مي شد.اين مخالفت ها با ميرحسين موسوي از زماني بود كه موسوي به حزب جمهوري پيوست وارتباطش با شهيد بهشتي به صورت نزديك در آمد وهنگاميكه بحث مصدق وجريان ملي شدن نفت درحزب جمهوري مطرح گشت اين بحث به محل اختلاف در حزب تبديل شد كه بهشتي اين را ناشي از جدا شدن تيپ روحاني وروشنفكر از هم مي دانست.دراين ميان موسوي ازسوي آقاي آيت و برخي ديگراز اعضاي حزب متهم به طرفداري از مصدق بود ونيز بهشتي از معدود روحانيوني بود كه از جريان نهضت ملي به طرفداري از مصدق برخاسته اند.تا جايي كه در جريان طرح نخست وزيري ميرحسين موسوي در حزب جمهوري،هنگامي كه برخي اعضا خرده مي گرفتند كه موسوي مصدقي است گويا آنجا شهيد بهشتي هم مي گويد:"اگر اين انتقاد را مي كنيد من هم مصدقي هستم."در سال67 بعد از استعفاي ميرحسين موسوي به اين دليل كه :1-مجلس سوم براي راي اعتماد مجدد به كابينه ي موسوي، از دولت انتظار داشت كه وزرايي را به مجلس معرفي كند كه با مجلس همسو وهمفكر باشد.از سويي، نخست وزير بايد وزراي پيشنهادي را به تاييد رئيس جمهوري مي رساند وبعد به مجلس معرفي مي كرد از آنجا كه در انتخاب و معرفي وزرا ميان رئيس جمهوري ونخست وزير، اختلاف وجود داشت،ظاهرا با نظر حضرت امام، كار تصميم گيري به يك شوراي 5نفره شامل سران سه قوه ونخست وزير ومرحوم سيد احمد آقا محول شده بود.اين شورا به افرادي راي داده بود كه كمتر مورد تاييد مير حسين موسوي بودند ومجلس هم آنها را نمي پسنديد وبه همين دليل،احتمال راي آوردن آنها در مجلس كم بود. همچنين در باره ي چند وزير ديگر هم هنوز توافقي صورت نگرفته بود ويكي از وزرا هم استعفا داده بود. در چنين شرايطي،ميرحسين موسوي بين مجلس و رئيس جمهري قرار گرفته بود ضمن اينكه خودش با مجلس همسو بود وازنظر ساختاري نيز به اولويت مجلس شوراي اسلامي دراين گونه مباحث معتقد بود.موسوي دراين باره دراستعفانامه خود آورده است"...از آنجا كه اينجانب اصالت را در اختلافاتي كه بين 3مرجع رياست جمهوري،نخست وزير ومجلس پيش مي آيد،بر اساس روح قانون اساسي و نيز صلاح كشور متمايل به مجلس منبعث ازآراي ملت مي دانم ومعتقدم كه در چنين مواقعي مصالح مملكت ايجاب مي نمايد رئيس جموري ونخست وزير بدان تمكين نمايند،بدينوسيله بر اساس اصل 135قانون اساسي استعفاي خود را تقديم مي نمايم..."در واقع اختلاف سليقه مديريتي ميان رئيس جمهوري ونخست وزيردر آن شرايطاز نظر ميرحسين موسوي، بايد با مبنا قرارگرفتن مجلس وسليقه ي نمايندگان حل وفصل مي شد ولي به گمان او،در آن شرايط ايجاداين هماهنگي ممكن نبود وبه همين دليل،وي ترجيح داد كه استعفا دهد وزمينه معرفي فرد ديگري را براي نخست وزيري هموار سازد و خود آماده ي همكاري با نخست وزير جديد شد.2-نكته ي دوم اين بود كه در آن شرايط در شوراي مشورتي سياستگذاري نيز نظرميرحسين موسوي مورد توجه قرار نگرفته بود. در اين شورا، جهتگيري هاي كلان بازسازي كشوربايد تعيين مي شد.نارضايتي ميرحسين موسوي از وضعيت پيش آمده از جمله مي تواند به اين دليل باشد كه سياستهاي مورد نظر او نيز از سوي شوراي مشورتي بازسازي مورد تاييد قرار نگرفته بود.3-ميرحسين موسوي دراين استعفا،به صورت شخصي تصميم گرفت واگر به حضرت امام مراجعه ومشكلات خودرا مطرح مي كرد.قطعا امام خميني براي ايشان راه گشايي مي كردند ولي ظاهرا فشارهاي ايجاد شده براي ميرحسين موسوي باعث شد كه او بدون اطلاع ديگران استعفاي خود را ارسال كند وهمان روز در روزنامه جمهوري اسلامي منتشرشود. اگر امام با نامه ي خود ميرحسين را از استعفا بازنمي داشت شايد افرادي كه ازابتدا با او مشكل داشتند هرگز ازاين استعفا جلوگيري نمي كردند البته اين نكته ناگفته نماند كه نمام مسئولان مي دانستند كه ميرحسين موسوي در آن زمان از محبوبيتي برخوردار بود كه رفتن او ازپست نخست وزيري مي توانست مشكلاتي را ايجاد كند.با فوت امام (ره)ميرحسين موسوي از مسئوليتهاي بالا كناره گيري كرد و 20سال در واقع ممنوع التصوير بود. يكي ديگر از اين بركناري هاي تدريجي،در مورد سيد محمد خاتمي وزيرفرهنگ وارشاد دولت ميرحسين موسوي و3سال دولت هاشمي رفسنجاني بود،كه ركورد دوران وزارت را شكسته بود(11سال).در اواخر دهه ي شصت رهبري ايده ي مبارزه با "تهاجم فرهنگي غرب" را مطرح كرد كه در تمام نهادها و سازمانها مطرح شد و مورد پيگيري قرار كرفت و بعلاوه ي جنبه ي فرهنگي،جنبه ي امنيتي هم پيدا كرد.از آن زمان اين مطلب رواج پيدا (درواقع آن را رواج دادند!)كه وزارت ارشاد باعث تهاجم فرهنگي است؛ دوراني كه با عنوان"دهه ي 60"مطرح است و روزنامه نگاران وهنرمندان باحسرت از آن يادمي كنند وفيلمهاي به ياد ماندني سينماي ايران، مانند هامون داريوش مهرجويي وناخدا خورشيد تقوايي در آن زمان ساخته شدند.همه اين دوران را دوران بالندگي مطبوعات و فنون روزنامه نگاري مي دانند. اين روند ادامه پيداكرد تا زمانيكه احمد جنتي در نمازجمعه ي تهران اين مطلب را عنوان كرد.تا جايي كه سيد محمد خاتمي عصباني شد و گفت كه مقصر تهاجم فرهنگي منم واگر من از ارشاد بروم ديگرتهاجم فرهنگي وجود نخواهد داشت!و وجود من باعث تهاجم فرهنگي است كه از آن طرف گفتند نه،مگر تهاجم فرهنگي به يك فرد است.خاتمي گفت بله و من همين فردا استعفا مي كنم و مي روم وفرداي همان روز خاتمي استعفا كرد.استعفايي كه بدون هيچ مقامتي از سوي رئيس جمهور وقت (هاشمي رفسنجاني)پذيرفته شد.در سالهاي بعد،افراد ديگري مانند بهزاد نبوي با عناويني مثل ضد انقلاب و...از صحنه بركنار شدند.فردي كه يكي از نقش هاي اساسي را در به ثمرنشستن انقلاب داشته است.واين حذف وپاك كردن هاي شخصيتهاي شاخص انقلاب هنوز هم ادامه دارد و آخرين اتفاق هم تقلب گسترده در انتخابات 22خرداد 1388بود با شخصيتي مثل احمدي نژاد در راس رياست جمهوري حفظ شود و فردي مثل مير حسين موسوي كه 20سال سعي در حذف اوداشتند و اكنون باز گشته بود ومحبوبيتي بيشتردر ميان نسل پيشين ونسل جواني كه اصلا او را نديده بودند پيدا كرده بود هيچ وقت درچارچوب حكومت كه توسط بعضي افراد محصور شده است راه پيدا نكند.گاهي خدا را شكر مي كنم كه راي ميرحسين موسوي سوزانده شد وبه رياست جمهوري راه پيدا نكرد تا افراد خودسر براي او مانع تراشي كنند ومشكلاتي را كه دردوران اصلاحات براي محمد خاتمي درراه احقاق حقوق مردم ايجاد كردند بار ديگر براي او هم بوجود بياورند . ولي هم اكنون ميرحسين موسوي رهبر جنبش سبز برخاسته از دل مردم است كه به هيچ شكل نمي توان آن را به بيگانه بست.

+ نوشته شده در 88/05/31ساعت 16:18 توسط موج سبز |